❞ ما اکنون کار خود را با خود به خانه می‌آوریم و ساعت نه شب به ایمیل‌ها پاسخ می‌دهیم. و وقتی برای شام بیرون هستیم به تلفن‌ها جواب می‌دهیم. به همین دلیل من دیگر وقتی برای نوارهای داستانی و کلاس‌های رقص ندارم. ولی این مشکل در هر دو سمت وجود دارد؛ ما هنگام کار، فعالیت‌های غیرکاری زیادی نیز انجام می‌دهیم. بلیت هواپیما رزرو می‌کنیم و کفش جدید سفارش می‌دهیم و جایی را برای شام رزرو می‌کنیم و یادداشت‌هایی را برای اقوام خود ارسال می‌کنیم. اگر هر روز چند ساعت برای خرید آنلاین وقت صرف می‌کنید، آیا کارشناسان آمار باید آن زمان را از کل ساعات کاری‌تان کم کنند، و سپس زمانی را که برای نوشتن یادداشت برای همکارتان هنگام خوردن شام صرف کرده‌اید، به ساعات کاری‌تان اضافه کنند؟ ❝

کتاب: کمتر کار کن
نویسنده: سلست هدلی
ترجمه: حسین گازر
انتشارات: کوله پشتی
تعداد صفحات: ۲۷۲‌
📖 درباره کتاب:
این کتاب اثری بسیار کاربردی برای ترک عادات و تفکراتی است که باعث اضطراب درونی شما می‌شوند. این کتاب الهام‌بخش، تفکر غالب ایده‌آل گرایی را به زیبایی نقد می‌کند و راهکارهایی علمی برای لذت بردن از زندگی و رسیدن به آرامش را ارائه می‌دهد.
وقت آن است که تغییری بنیادین در زندگی و نگرش‌تان به مقوله کار و فعالیت‌های روزمره داشته باشید. تغییری که از عمیق‌ترین لایه‌های فکرتان نشأت گیرد. سالیان سال است که بشر با اشتغال به کاری روزمره در جهت تأمین معاش و ارضای حس درونی مفید بودن برای جامعه، از سنی مشغول به کاری می‌شود و برای مدتی طولانی به آن می‌پردازد. ارزشمندی و نیاز این پدیده بر کسی پوشیده نیست؛ اما در یک‌صد سال گذشته این روند با تغییری جدی و مخرب همراه بوده است که باعث روزافزون شدن آمار ابتلا به بیماری‌های روانی نیز گشته است.
ساختار کتاب به نحوی است که در دو بخش اساسی تنظیم شده است؛ سلست هدلی در بخش نخست به شما توضیحاتی دربارۀ کارگرایی و ویژگی افراد پیرو کارایی می‌دهد و در فصل‌های مختلف آن به مسائلی همچون، اخلاق کار، نقش زنان در مشاغل گوناگون می‌پردازد. در بخش بعدی از راه‌حل‌های ترک فرقۀ کارایی سخن می‌گوید. نویسنده معتقد است داشتن نگاه بلندمدت به زندگی و تعیین زمانی برای تفریح و فراغت، در تغییر این نگرش کارگران، بسیار سودمند است. او هوشمندانه، سؤالاتی را طرح می‌کند که در حقیقت استفهام تقریری هستند و شما را به تفکر مجدد دربارۀ باورهایتان وامی‌دارد؛ برای مثال اینکه آیا ما برای کار کردن به دنیا آمده‌ایم؟ و یا این که فناوری‌های نوین در این تفکر ماشینی ما نقش داشته‌اند؟