❞ وقتی واقعاً چیزی را می‌خواهید، راهی را پیدا خواهید کرد. ولی وقتی واقعاً چیزی را نمی‌خواهید، بهانه‌ای پیدا می‌کنید. ناخودآگاه‌تان چطور فرق بین آن چیزی که می‌خواهید و آنچه تظاهر می‌کنید می‌خواهید را می‌فهمد؟ به تاریخچه‌ی چگونگی رویارویی شما با چیزهای مشابه در گذشته نگاه می‌اندازد. آیا سر قولتان مانده‌اید؟ وقتی تصمیم می‌گیرید کاری انجام دهید، آن را به اتمام می‌رسانید؟ وقتی به مشکلی برمی‌خوریم، به دنبال پایین‌ترین سطح استاندارد می‌گردیم و پایین‌ترین سطح استاندارد معمولاً بالاترین سطح تمرین ماست. این جمله کمی غیرمعمول به نظر می‌رسد، پس بگذارید توضیح دهم.
اگر تصمیم گرفته‌اید که امروز پنجاه کیلومتر بدوید، فکر می‌کنید بی‌توقف به ‌آسانی تا کجا پیش می‌روید؟ به بالاترین سطح تمرینتان می‌رسید. پس اگر بیش‌ترین مسافتی که به آسانی دویده‌اید شش کیلومتر باشد، در همان حول ‌و حوش به تحلیل می‌روید. مطمئناً آدرنالین شما را کمی جلوتر هم می‌برد و ذهنیت شما در این باره نیز بی‌تأثیر نیست؛ اما معمولاً بدنتان به آن حالتی بازمی‌گردد که می‌شناسد و راحتی بیش‌تری را با آن حس می‌کند. ❝

کتاب: صورتت را بشور دختر جان
نویسنده: ریچل هالیس
ترجمه: آمنه ترکاشوند
انتشارات: فانوس دانش
تعداد صفحات: ۲۲۴
📖 درباره کتاب:
این کتاب درباره‌ی مشتی دروغ آزاردهنده و یک حقیقت مهم است. کدام حقیقت؟‌ این که شما و فقط شما در نهایت مسئول این هستید که چه‌کسی می‌شوید و چقدر خوشحالید. نکته‌ی کلیدی این است.
نویسنده این کتاب انگیزشی قرار است کلی داستان بامزه، عجیب یا شرم‌آور و ناراحت‌کننده و دیوانه‌وار برایتان تعریف کند که هرکدام از آنها به همین حقیقت می‌رسند که زندگی شما دست خود شما است؛ اما چنین حقیقتی هیچ‌وقت باورکردنی نیست، مگر اینکه ابتدا متوجه دروغ‌هایی شوید که سر راهتان وجود دارد.
درک اینکه شما خودتان شادی را انتخاب می‌کنید و اینکه خودتان کنترل زندگی‌تان را در دست دارید بسیار مهم است، اما تنها چیزی نیست که باید بفهمید. شما باید هر دروغی را هم که در تمام زندگی به خودتان گفته‌اید بشناسید و به شکل نظام‌مند نابود کنید.
هالیس در این کتاب درباره بیست نوع دروغی که همه ما هر روز به خودمان می‌گوییم صحبت می‌کند. دروغ «از فردا شروع می‌کنم»، دروغ «من مادر خوبی نیستم» دروغ «نمی‌توانم حقیقت را بگویم» و دروغ‌های بسیاری که باید یادبگیریم که دیگر به خودمان نگوییم.
ریچل هالیس در این کتاب شانه‌های شما را می‌گیرد و تکان می‌دهد تا جرأت پیدا کنید و این حقیقت را که شما قوی و شجاع و جنگجو هستید باور کنید.