❞ بعضی ها یه خروار پول می گیرن تا چیزی رو که دیدن بگن ندیدن، تا حرفی رو که نشنیدن بگن شنیدن. گاهی دست ها کارهایی رو انجام میدن که کلی پول پشتش خوابیده. حالی ته چی میگم؟ گاهی چیزها رو نباید دید. نباید شنید. نباید گفت. گاهی نباید کسی رو دوست داشت. حالی ته چی میگم شاعر؟

پدرم مُرد اما بیف‌استروگانف نخورد. فیله‌مینیون نخورد. نان پاپادام نخورد. اِگ‌برگر و مرغ کنتاکی نخورد. لب به پیتزا نزد و هرگز نفهمید لابستر و رُست‌بیف چیست. پدرم مُرد اما هرگز مشروب نخورد. لب به سیگار نزد. حتا اسم ماری‌جووانا را نشنیده بود. پدرم هفتاد سال عمر کرد اما رستوران چلسی را ندید. ندید که در رستوران گُلدِن‌فودز چه‌طور برگ‌های کاهو را با کارد سلاخی می‌کنند. ندید چه‌طور گوجه‌فرنگی‌ها را کشتار می‌کنند. مُرد و ندید گارسون‌ها چه‌طور باقی‌ماندهٔ غذاها را در سطل زباله خالی می‌کنند. پدرم مُرد اما هیچ‌وقت دسرِ غذایش کافه‌گلاسه و کرم‌کارامل نبود. دو دانه خرما بود. ❝

کتاب: چند روایت معتبر
نویسنده: مصطفی مستور
انتشارات: چشمه
تعداد صفحات: ۹۳
📖 درباره کتاب:
«چند روایت معتبر» مجموعه چند داستان کوتاه نوشته مصطفی مستور، نویسنده موفق معاصر است. مستور در طول فعالیت ادبی و هنری خود جوایز متعددی به دست آورده که لوح تقدیر نخستین مسابقه داستان‌نویسی صادق هدایت یکی از آنها است. از آثار این نویسنده می‌توان به «روی ماه خداوند را ببوس»، «عشق و چیزهای دیگر»، «تهران در بعدظهر»، «حکایت عشقی بی قاف بی‌شین بی‌نقطه» و «من گنجشک نیستم» اشاره کرد.
کتاب حاضر از هفت بخش با موضوعاتی همچون عشق، زندگی و مرگ تشکیل شده است:
چند روایت معتبر درباره عشق: درباره عشق و علاقه‌ای است که یک معلم فیزیک نسبت به یکی از شاگردان خود دارد.
چند روایت معتبر درباره زندگی: روایتگر زندگی زوجی به نام‌های کسری و سایه است که با یکدیگر زندگی می‌کنند، اما کسری به زن دیگری به نام مهتاب فکر می‌کند.
چند روایت معتبر درباره مرگ: در این داستان بخش‌هایی از زندگی افراد مختلف درباره مسائلی همچون خودکشی و مرگ روایت می‌شود. مصائب چند چاه عمیق: روایتی از بخش‌های مختلفی از یک زندگی است.
در چشمانت شنا می‌کنم و در دست‌هایت می‌میرم: این داستان روایت‌گر عشق یک مرد شاعر است که در پی اتفاقاتی به نفرت تبدیل می‌شود.
کیفیت تکوین فعل خداوند: روایت‌گر زندگی سه زوج جوان است که برای یکی از زوج‌ ها حادثه‌ای رخ می‌دهد.
کشتار: این داستان عاشقانه درباره دو شخصیت به‌نام‌های یوسف و مونس است که به یکدیگر دل‌بسته و از طریق نامه باهم در ارتباط هستند.